لیله القدر من آنست که یک شب دم صبح

یاد من، راه، به خواب سحرت، باز کند

باز هم پنجره بین من و تو خیس شود 

باز گیسوی تو با باد، کمی، ناز کند 

روزه را، گرچه اذان گفت، نگه داشته شیخ

منتظر مانده تو از در برسی، باز کند

حضرت عشق معطل شده اینجا دم در

منتظر مانده، اشارت کنی آغاز کند