-به! پسر چرا اینجا خوابیدی؟ 

-عه سلام علیکم و رحمه الله رفیق شفیق، چشه مگه اینجا؟ 

-سلام، چش نیست، رو نیمکت!؟ کمرت داغون میشه پسر! 

-مرد مومن من توی آفتابه آب خوردم! منو از کمر درد میترسونی!؟ 

-بله با زندگی چیریکی شما آشنایی دارم، حداقل فکر خودت نیستی فکر آبروی دانشگاه باش، وسط محوطه جای خوابه آخه، هر کی بیاد فکر میکنه پارکه، تو هم که شبیه کارتن خوابا! چرا نرفتی نمازخونه بخوابی؟ 

-خوبه حالا شمام چپ و راست تیکه بار ما نکن، اولش رفتم نمازخونه بابا، یه بنده خدایی داشت نماز میخوند منم چشمامو گذاشته بودم روهم، آقا این یهو زد زیر گریه! چشامو وا کردم دیدم تو قنوت داره اشک میریزه. 

کسی نبود، منم خودمو زدم به خواب، آقا این دوباره خودشو جمع و جور کرد: الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم رسید به و لم یکن لهو کفوا احد الله، الله اکبر ربنا... دوباره زد زیر گریه!! 

خلاصه نمازش باطل میشد دوباره از اول شروع میکرد دستاشو می آورد بالا میرسید به ربنا، هق هق میزد زیر گریه! زار زار اشک میریخت! 

-ای بابا! خب ازش میپرسیدی چشه!؟ 

-چه میدونم بابا چه مرگش بود، انقدر گریه کرد که مجبور شدم بیام اینجا رو نیمکت بخوابم

-حالا یه امروز چرت نمیزدی شاید برای بنده خدا یه کاری میتونستی بکنی! 

-خودت میگی بنده خدا، مشکل این بدبختم با خداست، به ربنا که میرسید دلش هوری میریخت پایین، قربون خدا برم که هیشکی از دستش یه لحظه آروم نیست، من که مث سنگ میمونم دلم براش سوخت. این چجوری میتونه اون بالا انقدر بی خیال بشینه نگاه کنه من نمیدونم! من که منم-تو منو میشناسی، بهترین رفیقمی، دراز به دراز بیوفتی رو زمین ککمم نمیگزه، ذره ای منقلب نمیشم نهایتا زنگ میزنم اورژانس میگم بیان نعشتو جمع کنن بعد چشامو میزارم روهم ادامه خوابمو میرم- من اگر خدا بودم تا حالا صد دفعه اومده بودم رو زمین ببینم این بنده بدبختم چشه که هی اسم منو میبره اینطوری میزنه زیر گریه! نشسته اون بالا نگاه میکنه اسم خودشم گذاشته خدا، این حکمت و رحمتشو ما کی میخوایم ببینیم خودش میدونه فقط! 

نه رفیق! کار این بدبخت از من و شما گذشته، به من چه!؟ بنده من که نیست، داره میگه ربنا! منو که صدا نمیکنه، خودش بیاد پایین ببینه چشه! 

-... نگو اینطوری خدا خوشش نمیاد، تو که خدا نیستی شاید حکمتی در کاره، حتما حکمتی در کاره. از کجا میدونی همین الان کاری براش نکرده، بر فرض هم که نکرده حتما خیر و صلاحش نیست! 

-خوشش نمیاد که نیاد منم خوشم نمیاد اون بدبخت مگه خوشش میاد گریه کنه! اینهمه ما ناراحت شدیم زجر کشیدیم غصه خوردیم بزار یه بارم خدا ناراحت شه، اینهمه نازشو بکش التماسش کن، گریه کن، زار بزن، دعا کن، آخرشم حرف نزن که ناراحت میشه!؟ ولمون کن بابا میخوایم بخوابیم!



ادامه ندارد...