عمریست که مستیم الا، خواجه ی شیراز

ما باده به دستیم بیا، خواجه ی شیراز

گفتی تو نگارا که منم عاشق مجنون

ما عاشق عشقیم، تو یا، خواجه ی شیراز؟ 

در میکده دیروز صبا گفت، سر و سریست

بین غزل چشم تو با خواجه ی شیراز

من مستم از این شعر، سروده است گمانم 

هر مصرع چشمان تو را خواجه ی شیراز 

سعدیست اگر لقلقه ی شعر رقیبان

ای شیخ تویی سیدنا، خواجه ی شیراز

ای یار زدم فال و تویی قسمت ما، گفت

پیر ره میخانه ی ما، خواجه ی شیراز 

من حافظ چشمان تو ام، ختم روایت! 

من حافظم ای یار و یا خواجه ی شیراز؟