من به تو قافیه به قافیه دل باخته ام
نیک اگر بنگری هم قافیه را باخته ام
قطعه به قطعه و هر بیت غزلهایم را
لحظه به لحظه فقط با غمتان ساخته ام
شکوه از شما ندارم من که عمریست خودم
اینچنین آتش و سودا به دل انداخته ام
من که چون تنها سوار غربت چشم شما
تا سراب دشت خون لبتان تاخته ام