امشب آیا روی چون ماه تو نورانی تر است؟ 
یا ز تاثیر دل ما، شهر، روحانی تر است؟ 
قصه این روی زیبا و چنان زلف دراز
قصه ماه و شب یلداست، طولانی تر است
امشبی بگذار تا چندی حکایت گویمت
داستان کافری کز شیخ ربّانی تر است
یا بگویم داستان این دل درویش را
این دلی را کامشب از اندوه طوفانی تر است
ماجراها گرچه پنهان بین ما و چشم توست
امشب اما غمزه چشم تو پنهانی تر است
ماجرای اشک و چشمم گرچه تکراری شده
جان من امشب هوای شهر بارانی تر است
هر کجا دل تنگ شد دنیا فقط زندان اوست
مرغ اگر در باغ باشد گاه زندانی تر است
یوسفم در مصر با مشک و ختن ها همدم است
بوی دامانش ولی امشب چه کنعانی تر است
نقد جان درویش در راه محبت خرج کن
دل در این بازار مکاره چو ارزانی تر است