ریخته ای به هم مرا غالیه سای سرمه سو
آمده ای تو در نظر شهر به شهر و کو به کو
فکر  دل  و  خیال  دل  گشته  نگاه  آخرت
واله گیسوی تو شد پیچ به پیچ و مو به مو
یار،چه می شود؟دمی،روی به روی من بشین
می بخورم ز چشم تو مست شوم سبو سبو
دست قضا میان ما  فاصله ها نشانده است
باز مرا به دیدگان، روی تو است  رو به رو
پای به پای عابران، خانه به خانه گشته ام
نیست نشان دلبرم، نیست نشان از او از او
میل و تمنای دلت با چه کسی است ماه ما؟
با چه کسی به غیر ما، لب بگشا بگو بگو
چند کِشم ز دست دل؟ تنگ  تو  گشته دلبرا
می کشد  عاقبت  مرا  این  دل  ما  به  آرزو