وارستگان دهریم از قیل و قال امید

تقدیر ها گرفتند از ما مجال امید 

در زیر پا نمی ماند نوغنچه های ایمان 

شاهد اگر نبودیم هر شب زوال امید 

بیهوده طرح بهبود بر بوم جان کشیدیم 

تا نقش زندگی شد؛ وزر و وبال امید 

منفور روزگار است مأخوذ ذنب اکبر 

هر آنکه پروراند در سر خیال امید! 

وارسته زندگی کن تا شیر زندگی را

چون سگ تلف نسازد آخر شغال امید.