شیندال

ما به عادت کردن عادت کرده ایم

۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

عزیز ای کاش قدر خود بدانی

تو استغنای اوقات اذانی، عزیزم قدر خود را گر بدانی

و نه آنی که تو دنبال آنی، عزیزم قدر خود را گر بدانی 


همه جمله ملائک حلقه در گوش، نشسته منتظر بیهوش و مدهوش

گل یکدانه باغ جنانی، عزیزم قدر خود را گر بدانی 


تو شور عشق و عاشورا، نمازی، همیشه جان من سرشار رازی

کلید حل اسرار جهانی، عزیزم قدر خود را گر بدانی


از این معبر گذر با دل توان کرد، و پای جان رها از گل توان کرد

و تو پایان اندوه زمانی، عزیزم قدر خود را گر بدانی 


دل تو معبد هر آنکه زار است، تو حلاجی سرت بالای دار است

اناالحق گویی و الحق، همانی، عزیزم قدر خود را گر بدانی 


‌‌‌"بیا تا قدر یکدیگر بدانیم‌‌‌‌"، بیا ما تا ابد، پاینده مانیم

فقط کافیست تا با من بمانی، عزیزم قدر خود را گر بدانی 


و میدانم نمیخواهی بمانی، و میدانم نمیخواهی بدانی

و تو آنی که تو، دنبال آنی!، عزیز ای کاش قدر خود بدانی


#ناقص

۳۱ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

کم نشود خنده از آن لب الهی

کم نشود خنده از آن لب،  الهی

کاش بمیرم من از این تب،  الهی 

فکر من امروز تماما به تو مشغول

کاش همینطور شود شب،  الهی


خنده فقط لایق آن روست،  الهی! 

مرده ی من زنده به آن بوست،  الهی! 

بودنم ار باعث اخم است، خدایا! 

کاش نبیند دگرم دوست،  الهی


صدق و وفا ‌شیوه ما بود، الهی! 

شیوه آن یار جفا بود،  الهی! 

آنچه که کردیم غلط بود،  خدایا! 

گفته ما راست خطا بود،  الهی! 


حذف شود اخم از آن زلف،  الهی

از ته دل، کم ز تکلف،  الهی

قافیه که کم بشود وضع همین است

کاش ببازم به تو در گلف،  الهی! 


#ناقص

۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۳۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

اگرچه روز آخر هم نمودی اخم با بنده

اگرچه روز آخر هم نمودی اخم با بنده 

الهی من ببینم تا ابد در صورتت خنده


#ناقص

۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۳۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

به الله ایی که آن بالاست

به الله ای که آن بالاست، شکایت میکنم، امشب
شب احیاست من تا صبح، حکایت میکنم، امشب
به آن چادر نماز تو، به آن تسبیح، در دستت
به آن قرآن روی سر، حسادت میکنم، امشب
هزاران می شود نازل ملائک سوی این منزل
که غمگین سرگذشتم را، روایت میکنم، امشب
جوابم را نمی یابم به هر نامی که می خوانم
هزار و یک دفعه اما، صدایت میکنم، امشب
چو من اعظم تر از اسمت، به لب نامی نیاوردم
به این جادو دل خود را، عمارت میکنم، امشب
رحیم است و رئوف است و دلش نازک، خدای من
دلم خون است اما باز، رعایت میکنم، امشب
تو جوشن را به جنگ من، کنی امشب به تن اما
سرت سبز و دلت خوش باد، دعایت میکنم امشب

۲۹ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۴۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

لیله القدر من آن است که یک شب دم صبح

لیله القدر من آنست که یک شب دم صبح

یاد من، راه، به خواب سحرت، باز کند

باز هم پنجره بین من و تو خیس شود 

باز گیسوی تو با باد، کمی، ناز کند 

روزه را، گرچه اذان گفت، نگه داشته شیخ

منتظر مانده تو از در برسی، باز کند

حضرت عشق معطل شده اینجا دم در

منتظر مانده، اشارت کنی آغاز کند

۲۷ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۲۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

شب قدر و من و رویای تو و مستی خواب

شب قدر و من و رویای تو و مستی خواب

یا رب این خواب هزاران شبه این هستی ناب

بنویس امشب و هر شب تو به تقدیر من و

بنویس این شب و رویا و من و مستی خواب

۲۶ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

غربت این نیست که در شهر تنت جا نشود


غربت این نیست که در شهر تنت، جا نشود 

محرم راز دلت چاه شود، یا نشود

غربت این است که تو سجده کنی، تیغ عدو 

سر فرقت بشکافد، تو دلت، وا بشود

۲۶ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۳۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

تو مثل آب یخ بعد از اذانی

تو مثل آب یخ بعد از اذانی

تو اصلا زولبیا، شیرین بیانی

اگرچه غالبا "باهوش" و ذوقی

کمی گاهی خل و خنگی، روانی!

۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۳۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د