شیندال

ما به عادت کردن عادت کرده ایم

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خواب» ثبت شده است

رؤیاترازرؤیا

گفتم شبی ار حالت بی تاب ببینی 

یکسر همه دنیای مرا آب ببینی 

گفتا نتوانی شب تنهای خودت را 

حقا که چنین چهره ی مهتاب ببینی 

گفتم همه ی عمر اگر نیک بگردی 

چون من نتوانی غزلی ناب ببینی 

گفتا که تو را رونق هر شعر منم من 

خامش که مرا گوهر نایاب ببینی 

گفتم مگرت خواب ببینم به جفا گفت 

رؤیا تر از آنم که مرا خواب ببینی 

آری همه ی شعر تو بودی بنشین تا 

تصویر خودت را همه جا قاب ببینی 


۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۵۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
ش.د

رُّءیا

فقط تویی دوایم و، بجویمت، هرجا

گذاشتم به زیر پا، به بوی تو، دنیا

اگرچه خواب و خیالی، به استخاره خوشم

لَقَد صَدَقَ اللّهُ، رَسولَهُ، رُءیا

۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۱۲ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ش.د

باز به خواب من بیا

ای که به خواب دیدمت، باز به خواب من بیا! 

نقش خیال می زنم، طرح سراب من بیا! 

ریخته ای به هم مرا، شعر و غزل به جای خود

باز بیا به هم بزن، خانه خراب من بیا! 

خط خطی دفتر من، روی لب تو جان گرفت 

شعر مرا بخوان شبی، مصرع ناب من بیا!  

بعد تو از چهار سو، بر در بسته خورده ام

در بگشا به روی من، فاتح باب من بیا! 

حاصل عشق و زندگی، وصل به خواب دیدنست

عمر گذشته بازگرد، عهد شباب من بیا! 

۲۳ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ش.د

شب قدر و من و رویای تو و مستی خواب

شب قدر و من و رویای تو و مستی خواب

یا رب این خواب هزاران شبه این هستی ناب

بنویس امشب و هر شب تو به تقدیر من و

بنویس این شب و رویا و من و مستی خواب

۲۶ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د

غم تو خواب و قرار از دل من برده عزیز

غم تو خواب و قرار از دل من برده عزیز 

تو چرا اینهمه شب تا به سحر بیداری؟ 

۱۷ تیر ۹۵ ، ۰۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ش.د